TODAY POTTERY
تصویر برگزیده
Brian Rochefort
B. 1985, Lincoln, Rhode Island • Lives and works in Los Angeles
گزارش ویژه
تازه های نشر
Carve Your Clay
فراخوان دریافت مقاله
سایت سفال امروز در نظر دارد به درج مقالات عمومی و تخصصی اعضای سایت بپردازد. از این رو از هنرمندان عزیز سفالگر دعوت می‌شود مقالات خود را در زمینه‌های مختلف به نشانی زیر ارسال کنند تا پس از داوری و تایید، به نام خودشان در سایت درج شود. در صورتی که مقاله ترجمه‌ است، حتما اصل مقاله یا نشانی سایتی را که مقاله از آن گرفته شده است،‌ به همراه مقاله ارسال کنید. بدیهی است ارسال تصاویر یا طرحهای مرتبط با مقالات‏‏‏‎ به درک بهتر و جذابیت آنها کمک شایانی خواهد کرد.
articles[at]todaypottery[dot]com
نگاهی دوباره به سفالینه‌های تپه سیلک
دوره‌های سیلک
بررسى فرم و نقوش سفالینه‌‏هاى سیلک
در این مقاله ابتدا به بررسى سفالینه‌‏هاى تپه سیلک کاشان در دوره‏‌هاى مختلف شش‏گانه از نظر فرم و نقوش به کار رفته در این سفالینه‌‏ها پرداخته شده است. در این بررسى ملاک عمل آثار کشف شده و موجود در موزه‌‏هاى کشور ایران و نیز تصاویر موجود در کتابهاى در دسترس بوده است.
عباس ملکی
کارشناس صنایع دستی
سفالگرى یکى از نخستین هنرهایى است که بشر اولیه بدان روى آورد و هیچ هنرى تا این اندازه در میان ملت‌هاى مختلف و در اقصى ‏نقاط جهان رواج نداشته است.
برخى از دانشمندان سفالگرى را بعد از سبدبافى، قدیمى‌‏ترین صنعت مى‌‏دانند و سبدبافى را علت اصلى روى آوردن انسان در هزاران سال قبل به سفال مى‌‏دانند؛ زیرا انسان براى حمل و نگهدارى مایعات و برخى دیگر از نیازهاى زندگى‌‏اش، احتیاج به ظروفى داشت که بتوانند این مواد را در خود نگه دارند.
از این رو با گِل‏‌اندود کردن سبدهاى خویش، توانست تا حدى این نیاز خود را رفع کند و بعدها که از سرِ اتفاق یا بر اثر تجربه دریافت که آتش، گِلِ خام را استحکامى دیگر مى‏‌بخشد و خاصیتى ممتاز به آن مى‌‏دهد، استفاده از حصیر و سبد را براى ساخت ظروف سفالى وانهاد و تنها با استفاده از گِل به ساخت ظروف ماندگار اقدام کرد. بى‏‌شک پایدارى و دوام طولانى سفال باعث شده است که انسان در دوره‏‌هاى مختلف تاریخى آمال، آرزوها، خاطرات و ... خود را بر ظروف و لوح‌هاى سفالى نقش کند و براى آیندگان به یادگار بگذارد؛ زیرا دانش امروز، درباره آداب و رسوم و فرهنگ و تمدن گذشتگان، تا حد بسیار زیادى وابسته به سفالینه‌‏هاى به دست‏‌آمده از دوران باستان و نقوش نقش‏‌بسته بر روى آنهاست.
این نقوش که در هر دوره از زندگى بشر تحت تأثیر فرهنگ و تمدن هر منطقه بوده است، کتاب تاریخ آن دوره به شمار مى‌‏رود. خاصیت ماندگارى سفال در برابر عوامل مخرب جوى به خصوص هنگامى که با لعاب پوشیده شده باشد، عامل مهمى در استفاده از آن براى انتقال تاریخ گذشتگان به دوران ما بوده است. شاید به همین دلیلِ ماندگارى سفال باشد که مردمان تمدن‌هاى پیشین، مردگان خود را درون خمره‏‌هاى سفالین مى‏‌گذاشتند تا جسد آنها از گزند آفت‌ها و فساد در امان بماند و براى زندگى در دنیاى پس از مرگ به مشکلى برنخورد! در مقاله حاضر، نگاهى اجمالى به سفالینه‏‌هاى به دست‏‌آمده از منطقه سیلک کاشان انداخته و سعى شده است که این سفالینه‏‌ها از نظر فرم ظروف و نقوش آنها و همچنین کاربرد طرح‌ها و نقوش الهام‏‌گرفته از آنها، از ظروف مدرن و امروزى مورد بررسى قرار گیرد.
آشنایى با منطقه سیلک و دوره‏‌هاى تاریخى سفالگرى در آن تپه سیلک که در سه‏ کیلومترى جنوب غربى کاشان و در شرق چشمه فین - در حاشیه کویر- قرار گرفته است، شامل دو تپه شمالى و جنوبى مى‌‏شود که بین 600 تا 800 متر از یکدیگر فاصله دارند. تپه شمالى که کوچک‌تر از تپه جنوبى است و شش متر بلندى دارد، شامل دو دوره به نام‌هاى سیلکI و II است و تپه جنوبى با متوسط ارتفاع 14 متر، دوره‌‏هاى سیلکIII، IV و V را در بر مى‏‌گیرد. در امتداد تپه جنوبى «نکروپل» (شهر مردگان)، دوره «الف» قرار دارد که تا نزدیکى روستاى «دیزچه» کشیده شده است. این روستا در جوار این تپه‌‏هاى باستانى قرار دارد. همچنین گورستان دوره «ب» در 200 مترى تپه جنوبى واقع شده است که از گورستان «الف» جدیدتر است.
رومن گیرشمن باستان‌شناس فرانسوی نخستین کسی بود که به نمایندگى از موزه لوور پاریس در این تپه‏‌ها به کاوش پرداخت. او در سال‌هاى 1314 - 1313 و 1316 خورشیدى، دست به حفارى در سیلک زد و ابتدا به حفارى در تپه شمالى پرداخت. گیرشمن معتقد بود که: «نقش انسان روى سفالهاى منقوش در سیلک بسیار قدیمی‌‏تر از یونان است که نیمرخ انسانى در قرن هشتم پیش از میلاد در ظروف گلى تکامل ‏یافته آن ظهور کرده است.»
او همچنین بر این باور بود که سیلک کهن‌‏ترین محل استقرار انسان در فلات ایران بوده است و نخستین اثر بازمانده از ساکنان سیلک را به هزاره پنجم پیش از میلاد نسبت مى‌‏داد.
 
بررسى سفالینه‌ه‏اى دوره‌‏هاى سیلک
سیلکI :
شامل چهار لایه مى‏‌شود:
در لایه اول: سفال‌ها دست‌‏ساز هستند و به رنگ‌هاى قرمز، خاکسترى و سیاه دیده مى‌‏شوند که در برخى از ظروف، این رنگها به تنهایى به کار رفته‏‌اند و در برخى دیگر از ظروف، رنگ با نقوش ساده‏اى همراه مى‌‏شود. گِل به کار رفته در ظروف این دوره، چندان استحکام ندارد و در آن بقایاى گیاهان مانند علف و کاه و گاهى نیز شن به چشم مى‏‌خورد. سفال در این دوره ظرافت ندارد و به دلیل دست‌‏ساز بودن، از تقارن و توازن بى‌‏بهره است. نقوش به کار رفته نیز شامل خطوط ساده مثلثى، خطوط راست و نیز طرح‌هاى کنگره‌‏دار است.
در لایه دوم: رنگ قرمز تیره به ظروف راه پیدا مى‏‌کند و ماده اولیه آن نیز کیفیت بهترى مى‏‌یابد، اما به دلیل پخت ناقص که به ابتدایى بودن کوره‌‏هاى آن دوران بازمى‏‌گردد، در ظروف لکه‏‌هاى سیاه و کدرى مشاهده مى‌‏شود. در ظروف این دوره، سطح داخلى نیز با نقوش ساده تزیین شده است و در برخى از ظروف نیز دایره‏‌هاى تو در توى سیاه‌‏رنگ به‌عنوان عنصر تزیینى نقش بسته است.
لایه سوم: در این لایه، سفال خاکسترى یا سیاه‏‌رنگ است و نقوش نیز مانند لایه‌‏هاى قبلى است و تغییر چندانى در آنها مشاهده نمى‌‏شود.
لایه چهارم: سفال به رنگ قرمز روشن دیده مى‌‏شود و در گِل آن نیز کاه به چشم مى‏خورد. در ظروف این لایه، نقش چندانى نیز در ساخت آنها دیده نمى‏‌شود.
سیلکII : سه لایه را در بر مى‏‌گیرد. در این دوره نیز هنوز از چرخ سفالگرى خبرى نیست و ظروف با دست ساخته شده‏‌اند. ظروف ساخته‏ شده در این دوره، ظرافت بیشترى نسبت به سیلکI دارد ولى در ماده اولیه ساخت آنها هنوز کاه و علف (شاموت) به چشم مى‌‏خورد.
رنگ غالب سفال در این دوره قرمز اخرایى با پوشش براق است. نقوش روى ظروف نیز از عناصر هندسى ساده تشکیل مى‌‏شود، اما در اواخر دوره، اندک‌‏اندک نقوش جانورى نیز وارد طراحى‌‏ها مى‌‏شود، ولی از نقوش گیاهى خبرى نیست.
در لایه سوم این دوره، زندگى مردمان دچار تغییر مهمى شده است که عبارت است از تولید غذا به جاى جمع‌‏آورى آن. این تغییرات با مهاجرت ساکنان تپه شمالى به تپه جنوبى همراه است که آثار آن در ظروف به دست‏ آمده مشاهده مى‌‏شود. این تغییر فرهنگ، اثر عمیقى بر آثار سفالى ساخته ‏شده بر جاى مى‌‏گذاشت؛ به‌طورى که از هنر سفالگرى در این دوره، به عنوان انتزاعى‏‌ترین هنرها یاد مى‏‌شود. به عنوان مثال، هنرمند در این دوره با استفاده از چند خط ساده، تصویر بز کوهى را که در حال جست و خیز است به نمایش گذارده و توانسته است تمامى حالت‌هایش را به بیننده منتقل کند. نکته قابل تأمل در این نقوش، ابداعى بودن آنهاست.
نکته دیگرى که در تزیینات سفال این دوره و دوره‌‏هاى قبلى باید به آن توجه کرد، این است که خطوط و نقوش هندسى نقش بسته بر سفالینه‌‏ها، ملهم از هنر سبدبافى است. چه، در بسیارى از طرح‌هاى تزیینى، به طرح‌هاى لوزى‏شکل یا خطوط موازى و نقوش شطرنجى برمى‏‌خوریم که شباهت بسیارى به تار و پود سبدهاى بافته‌‏شده از ترکه‌‏هاى نازک درختان دارد. از دیگر خصوصیات این دوره، کوچک‌تر بودن سفالینه‏‌هاى ساخته‏ شده نسبت به دوره‏‌هاى قبلى است که مهارت بیشتر سفالگران را مى‌‏رساند.
سیلک دوره III متعلق به 4200-3500 ق.م: متشکل از هشت لایه است. در سفالینه‏‌هاى سه لایه اول هنوز اثرى از چرخ به چشم نمى‏‌خورد، اما در لایه چهارم، چرخ وارد عرصه فعالیت سفالگران شده است. سفال‌هاى این دوره، درون کوره‏‌هاى سفالگرى پخته شده و از پخت مناسبى برخوردار است. در تزیین روى سفال، ارتباط میان دوره‏‌هاى قبلى مشاهده مى‏‌شود و نقوش دوران گذشته، در این دوره نیز براى تزیین به کار رفته است.
از تحولات این دوره مى‌‏توان به استفاده از نقوش انسانى براى تزیین سفال اشاره کرد که در دوره‏‌هاى قبلى سابقه نداشته است.
همچنین در این دوره نوعى علایم و خطوط ابتدایى به چشم مى‌‏خورد که نوعى خط رمزى است و تاکنون رمزگشایى نشده است. سفالگرى در این دوره، توسط افراد ماهر انجام مى‌‏شده است و استفاده از چرخ، به سفالگران امکان مى‏‌داده است که اشکال را با دقت و نظم بیشترى به کار برند و ظروف ساخته‏ شده از تقارن و ظرافت بیشترى برخوردار باشد. ماده اولیه به کار رفته براى ساخت ظروف، کیفیت بهترى داشته و استفاده از بقایاى گیاه و کاهِ خردشده، منسوخ شده است. 
سفالینه‌‏هاى این دوره، بیشتر به رنگ زرد کم‏رنگ و گاهى نیز مایل به سبز است. در نقوش این دوره، علاوه بر طرح‌هاى هندسى، نقش جانوران وحشى، پرندگان و مار نیز دیده مى‏‌شود. دوره سوم سیلک، با سفال نخودى ‏رنگ آغاز مى‌‏شود. در دو لایه اول و دوم، سفال‌هاى دست‌‏سازى یافت شده که به رنگ قرمز اخرایى و خاکسترى است و از آن‏جا که این سفال‌ها در کوره‏‌هاى پیشرفته‏‌ترى نسبت به دوره‌‏هاى گذشته پخته شده است، از لکه‌‏هاى سیاه‌‏رنگ دوره‏‌هاى قبلى در آنها اثرى به چشم نمى‌‏خورد.
از لایه سوم به بعد، پیشرفت شگرفى در سفالگرى سیلکIII به وقوع مى‏‌پیوندد.
ماده اولیه، سفال خالص و وَرز داده ‏شده و به‌خوبى پخته شده است. همچنین روى سفال‌ها، پوشش نازکى از دوغاب گِل حاوى سیلیس وجود دارد که باعث درخشندگى آنها شده است. در لایه‏‌هاى چهارم و پنجم، این پوشش به رنگ‌هاى قرمز کم‏رنگ، سفید، زرد، بلوطى و شترى دیده مى‌‏شود. در این لایه‏‌ها به ظروف پایه‌‏دارى برمى‌‏خوریم که در دوره‌‏هاى قبلى ساخته نمى‌‏شده و در این لایه ظهور پیدا کرده‏‌اند.
از لایه پنجم به بعد نیز ساخت ظروف لوله‌‏دار رایج مى‌‏شود و در لایه ششم، این لوله‏‌ها شبیه منقار برخى از پرندگان شده است. در این لایه‌‏ها، نقش روى ظروف براق است و تا حدودى برجسته مى‏‌نماید. این نقش‌‏ها نیز مانند لایه‌‏هاى قبلى از دوغاب رُس حاوى سیلیس فراوان و اکسیدهاى فلزات براى رنگ دادن ایجاد شده است. در این لایه‏‌ها فقط سطح بیرونى ظروف منقوش شده است و درون ظرف‌ها، بدون نقش باقى مانده است.
در لایه پنجم و لایه بعدى، نقوش سفالینه‏‌هاى شامل نقوش اصلى مانند پرندگان، درخت، حیوان و انسان است که در لابه‏‌لاى این نقوش اصلى، خطوط هندسى به‌عنوان نقوش فرعى، خودنمایى مى‏‌کند. در لایه ششم، براى نخستین ‏بار به تصویر سگ برمى‏‌خوریم. اتفاق مهم دیگرى که در لایه ششم به وقوع مى‏‌پیوندد، گرایش به سمت انتزاع محض و نیز اغراق در طراحى‌‏هاست. تا قبل از این لایه، هنرمند نقوش گیاهان و جانوران را همان‌‏طور که مى‌‏دید، ترسیم مى‌‏کرد، اما بعد از آن، اغراق در طراحى‌‏ها به چشم مى‌‏خورد. مثلاً شاخ حیوانات شاخدار به صورت اغراق‏‌آمیزى بلند و بدنشان کوچک رسم شده است.
همچنین بدن جانور تنها با چند خط ساده نشان داده شده است. این کار در لایه هفتم تا آن‏جا گسترش مى‏‌یابد که سفالگر سیلک به فرم‌‏ها و ترکیبات جدیدى مى‌‏رسد و به خلق نهادها روى مى‌‏آورد. در این لایه که بنا به نظر برخى از دانشمندان، انتزاعى‌‏ترین دوره هنرى است که به دلیل سکونت و استقرار در روستا پدید آمده است، هنرمند به بیان رمزى مشاهداتش از طبیعت پرداخته و با به تصویر کشیدن صحنه‏‌هایى از زندگى انسان‏‌هاى اطرافش، بیننده را با مفاهیم عمیقى درگیر کرده است. از نقش‏هاى بارز این لایه، مى‏‌توان به انسان در حال شکار، مرد جنگجو، کشاورزان و زنان در حال رقص که شاید بیانگر نوعى مراسم مذهبى باشد یا شادى پس از برداشت محصول اشاره کرد.
در لایه هفتم، سفالگران به‌شدت به انتزاع روى آورده‏‌اند و در نشان دادن نقوش، تا به آن‏جا پیش رفته‏‌اند که تنها با چند خط، به بیان مفاهیم و نقوش پرداخته‌‏اند. این گرایش به انتزاع و تغییر در نمایشِ اشکال، به احتمال فراوان ناشى از تغییرات مهمى بوده که در زندگى مردمان سیلک به وجود آمده است که به گمان دانشمندان، سکونت در روستاست. در این لایه، نقوش، نوعى مفهوم عمیق را منتقل مى‏‌کنند و از حالت بیان صِرف موضوعات، دور شده‌‏اند. به‌عنوان مثال، مى‌‏توان به نقش انسان شکارچى در حال تعقیب و گریز و شکار حیوانات وحشى یا انسان نیمه‌‏برهنه یا نیم‌تنه انسانى با هیکل اغراق‌‏آمیز و کشاورزان و زنان در حال رقص اشاره کرد.
در لایه هشتم نیز سفالینه‏‌ها مانند لایه هفتم است و شاید نتوان تفاوت چندانى میان این دو لایه قائل شد.
البته برخى از دانشمندان نیز براى سیلک III تنها هفت لایه را برشمرده‌‏اند و عملاً لایه هشتم را نیز با لایه هفتم یکى دانسته‌‏اند.
سیلکIV (؟ - 3200 ق.م): در این دوره، تغییرات بسیار مهمى در تولید سفال روى داده که عبارت است از: منسوخ شدن سفال منقوش و رواج ساخت سفال‌هاى تک‏رنگ با زمینه خاکسترى که بر روى آن لعاب قرمزرنگ ضخیمى نشسته است. این لعاب از دوغاب گِل رُس سرخ‏رنگ که حاوى اکسید آهن فراوانى بوده، تولید مى‌‏شده است. گاهى نیز این لعاب سرخ‏رنگ براى ترسیم نقوش البته به‌صورت محدود و کاملاً انتزاعى به کار مى‌‏رفته است. ظروف سفالین این دوره فرم‏‌هاى خود را از ظرف‌هاى فلزى آن دوره برگرفته‏‌اند و همچنین شباهت فراوانى با ظروف تولیدشده در اروک واقع در جنوب بین‏‌النهرین دارد.
از ظروف ساخته‏‌شده در این دوره مى‌‏توان به ظرف‌هاى لوله‏‌دار یا نوک‌‏دار و همچنین ظروف کروى شکم‌‏دار مانند کوزه، اشاره کرد که براى گردن آنها چندین خط موازى یا خطوط متقاطع و شطرنجى به رنگ سیاه رسم شده است. باستان‌‏شناسان علت این تغییر در شیوه ساخت ظروف را حمله شدیدى مى‏‌دانند که در 3200 سال پیش از میلاد به این منطقه صورت گرفته و باعث ویرانى و آتش گرفتن آن شده است. در واقع فرهنگ حاکم بر سفال سیلکIV بر روى خرابه‌‏هاى سیلکIII پا گرفته و رشد کرده است.
در لایه دوم سیلکIV ، به سنگ‏‌نبشته‏‌هایى برمی‌‏خوریم که متعلق به دوره پیش‌‏عیلامى است و به احتمال زیاد بر اثر روابط تجارى بین این دو سرزمین، وارد سیلک شده است. این نوشته‌‏ها هم به صورت سندهاى بایگانى و هم به‌عنوان رسیدِ پرداخت و دریافت در سیلکِ آن زمان رایج بوده است. برخى از این سنگ‏‌نبشته‏‌هاى کوچک را سوراخ مى‏‌کرده و با نخ به کالاى مورد نظر مى‌‏بسته‌‏اند که به‌عنوان برچسب قیمت کالا یا مشخصات بوده است. ساخت استوانه‌‏هایى با نقوش کنده‏‌کارى‌ ‏شده بر روى آنها، از دیگرمشخصه‏‌هاى سیلک دورهIV است.
در کل، سفالینه‌‏هاى این دوره را مى‏‌توان به کوزه‌‏هاى ظریف و کوزه‌‏هاى خشن ناصاف تقسیم کرد. به کوزه‌‏هاى ظریف معمولاً لوله‌‏اى ناودانى‌ ‏شکل متصل شده است. این ظروف، خاکسترى ‏رنگ و بدون نقش هستند و تنها بین دو تا چهار خط سیاه‌‏رنگ گرداگرد آنها رسم شده است. دیزى‏‌هاى عدسى ‏شکل به رنگ سبز روشن با چند خط مشکى در پیرامون ظرف، کوزه‌‏هایى با دو دسته در نزدیکى گردن، با رنگى متمایل به سیاه که سطحش از لعاب قرمزرنگ پوشیده شده است و نیز جام‌هاى بلندقد یا کوتاه دسته‌‏دار که با لعاب سرخ‏رنگ زینت داده شده‏‌اند، از ظرف‌هاى بارز این دوره‏‌اند. گذشته از اینها، ساغرهایى ناصاف با لوله‏‌هاى کوتاه و جام و کاسه دست‌‏سازِ شاموت‏‌دار و همچنین خمره‏‌هاى بسیار بزرگِ بدون نقش، کوزه‏‌هایى با دو دهنه و کوزه‏‌هاى منقوش با خطوط متقاطع لوزى ‏شکل و چهارخانه که همگى از خاک سیاه یا خاکسترى‏ رنگ ساخته شده و با لعاب سرخ‏رنگ رُسى تزیین شده‏‌اند، در این دوره وجود داشته‏‌اند.
نکته قابل توجه در سفالینه‌‏هاى این دوره، شباهت فراوان این ظروف به ظرف‌هاى منطقه بین‏‌النهرین در دوره جدید «جمدت نصر» است که قدمتشان به 2900 ق.م بازمى‌‏گردد. با این‌‏همه، با متزلزل شدن ارکان حکومت بابل که بر اثر حملات گاه و بی‏گاه سلسله‏‌هاى مردم بومى کوهپایه‌‏هاى زاگرس صورت مى‏‌گرفت، فرهنگ وارداتى پیش‏‌عیلامى که در الواح نیمه‌ ‏تصویرى نمایان شده بود، در سیلک از بین رفت و از دورهIV پا فراتر نگذاشت که این وضع نزدیک به دو هزار سال ادامه یافت.
سیلکV (؟ - 1200 ق.م): در این دوره، مردمان جدیدى در سیلک ساکن شده بودند. آنها سفالینه‌‏هاى خویش را با استفاده از چرخ مى‌‏ساخته‏‌اند. سفال در این دوره، به رنگ خاکسترى یا خاکسترى مایل به سیاه و گاهى نیز قرمزرنگ است. در برخى از سفال‌هاى این دوره، نقوش سفیدرنگى به صورت معرق وجود دارد که از طرحهاى هندسى ساده یا نقوش برجسته تشکیل شده است. از این دوره، به دلیل این که آثار کشف شده از گورستانى به دست آمده است، به‌‏عنوان دوره گورستان «الف» نیز یاد مى‏‌شود. قوری‌هاى لوله‏‌دار که لوله‏‌هاى آنها تقلیدى از منقار پرندگان بوده است، انواع تنگ، لاوک (تغار بزرگ که سایر ظروف سفالى را در آن نگهدارى مى‏‌کردند)، ظروف سه‏‌پایه و صافى، از مهم‌ترین سفالینه‏‌هاى ساخته ‏شده در این دوره است.
همچنین از این دوره، ظروف لوله‏‌دارى با نام «شیرمک» ساخته مى‌‏شده است که برخى از آنها دسته‌‏دار و برخى دیگر بدون دسته بوده است. این ظروف، کار شیشه شیر کودکان امروزى را انجام مى‌‏داده است و کودک با مکیدن لوله ظرف که تا نزدیک کف ظرف امتداد داشت، مى‌‏توانست از شیر درون آن استفاده کند. شیرمک‌‏ها اغلب از گورهاى کودکان یا مادرانى که به همراه فرزندان خود دفن شده بودند، به دست آمده است.
از دیگرظروف این دوره، مى‏‌توان به ساغرهاى پایه‏‌دگمه‌‏اى و لیوان و فنجان اشاره کرد. ظروف سه‌‏پایه هم که در حقیقت بشقاب یا کاسه‏‌هاى پایه‌‏دارى هستند و به‌عنوان ظرف میوه‏‌خورى یا آتشدان و منقل کاربرد داشته‏‌اند، از گورستان «الف» به دست آمده‌‏اند.
علاوه بر اینها، در این دوره، نوعى کوزه ساخته مى‏‌شده که داراى دو حلقه در قسمت بالایى یا گلویى و حلقه دیگر در قسمت پایینى ظرف بوده است که با عبور ریسمانى از این حلقه‌‏ها، مى‌‏توانسته‏‌اند کوزه را به گردن یا شانه خود بیاویزند یا این که آن را از مرکب خود آویزان کنند. از این ظروف، به عنوان «کوزه مسافر» نام برده مى‏‌شود. نکته مهم میان سفالینه‌‏هاى دوره گورستان «الف» این است که سفال در آن خاکسترى رنگ است، اما برخلاف دورهIV پوسته درخشانى دارد. همچنین شباهت بسیار فراوان ظروف این دوره، با ظروف یافت ‏شده از منطقه قیطریه تهران و نیز روش دفن آنها به همراه مردگان، بیانگر این مطلب است که ساکنان جدید منطقه سیلک با ساکنان منطقه قیطریه از یک نژاد بوده‌‏اند و هنر سفالگرى‏‌شان نیز منشأ یکسانى داشته است؛ چراکه همزمان با سیلکV ، سفال خاکسترى با پوستر درخشان در قیطریه نیز تولید مى‌‏شده است.
سیلک دوره VI مربوط به (1500-1000 ق.م): سفالینه‏‌هاى این دوره از گورستانى موسوم به گورستان «ب» به دست آمده است. از این رو این دوره به نام سیلک B نیز شهرت دارد. در این دوره برخى از سفالینه‏‌ها بدون نقش هستند و رنگ خاکسترى مایل به سیاه دارند. گاهى نیز به سفالینه‏هایى برمى‌‏خوریم که تنها با رنگ قرمز پوشیده شده‏‌اند. از خصوصیات بارز این دوره تولید قوری‌هایى با لوله دراز بوده است. این قوری‌ها پوسته درخشانى دارند و معمولاً به رنگ‌هاى نخودى، قهوه‏‌اى و قرمزند. بر روى این ظروف به نقوش متنوعى از طرح‌هاى هندسى همچون دایره، خورشید، طرح شطرنجى، گل پنج‏‌پر گرفته تا نقوش حیوانات افسانه مانند گاو و بز بالدار، اسب شاخدار و همچنین انسان‌هاى جنگجو، شکارچیان و کشاورزان برمى‏‌خوریم. بیشتر طرح‌هاى این دوره نمادین است که معنا و مفهوم خاصى در بر دارد. این طرح‌ها برگرفته از پیکر جانوران و پرندگان است که به صورت انتزاعى ترسیم شده‏‌اند.
همان‌‏طور که گفته شد ساخت ظروف لوله‌‏دار از جمله قورى، در این دوره رواج فراوانى داشته است. از آنجا که این سفالینه‌‏ها را به همراه مردگان دفن مى‏‌کرده‌‏اند، گیرشمن آنها ظروف تدفینى نامگذارى کرده است.
از دیگر ظروف این دوره مى‏‌توان به ظروف لوله‌‏دار به همراه دسته اشاره کرد که وجود دسته در این ظروف تقریباً مختص این دوره است چرا که در دوره قیطریه که ظروف آن شباهت فراوانى به این دوره از سیلک دارد تنها به دو نمونه از ظروف لوله‏‌دار برمى‌‏خوریم که در آنها دسته وجود دارد. ظرف دسته‌‏دار دیگر این دوره نوعى ظرف شبیه کاسه است که در قسمت تحتانى آن سوراخ‌هاى ریز بسیارى وجود دارد. این ظرف به عنوان آبکش یا صافى کاربرد داشته است. انواع کوزه با یک یا دو دسته با گردن‌هاى کشیده یا کوتاه، قدح‌هاى گوناگون که به لبه برخى از آنها سر بز یا جانوران دیگرى متصل شده است، انواع کاسه، لیوان‌هاى متنوع و فنجان در اندازه‌‏هاى گوناگون از مهم‌ترین ظروف این دوره‌‏اند که هنرمندان سیلک با حوصله و ظرافت فراوان به تزیین آنها پرداخته‏‌اند.
نکته جالب در این میان شباهت فراوان نقوش سیلکVI با نقوش سفالینه‏‌هاى یونانى است. برخى از محققان علت این امر را داد و ستد میان مردمان سیلک و یونان مى‌دانند و احتمال مى‏‌دهند که این ظروف توسط بازرگان به یونان برده شده و سپس هنرمندان جزایر شرقى یونان و کرت از آنها تقلید کرده‏‌اند.
با نگاهى به سفالینه‌‏هاى سیلکB و دوره سیلکV چنین مى‏‌توان نتیجه گرفت که شباهت‌هاى چندى بین این دو دوره وجود دارد. به عنوان مثال کوزه‌‏هاى بدنه کروى و بطری‌هاى گردن‏‌دراز و دسته‌‏دار که در دوره سیلکV ساخته مى‌‏شد، در سیلکB نیز وجود داشته است. با این همه ساخت بسیارى از ظروف دورهV در سیلکB کنار گذاشته شده است، مانند ظروف سه‏‌پایه، کاسه‌‏هایى با بدنه فرورفته، کوزه‌‏هاى خمره‏‌مانند و ساغرهاى پایه‏‌دار. همچنین قوری‌هاى لوله‌‏دراز منقوش، کاسه، پارچ‌هاى قمقمه‌اى و نقش کنده راه‌‏راه بر روى ظروف تنها مختص سیلکB است. و سرانجام استفاده از خاک رس براى ساخت ظرف‌هایى که از نظر ترکیب و جنسیت مانند ظروف فلزى بوده، در این دوره رایج شده است.
کد: Tpa-8904-1801
بازدید: 7514 بار


All rights reserved © 2020
طراحی و پیاده‌سازی: شرکت شبکه‌گستر موج